بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام خدمت همه شما خوبان

به اطلاع می رسانیم این وبلاگ به زودی تعطیل می شود و فعالیت های خود را متوقف میکند. از اینکه در این مدت با ما همراه بودید سپاسگزاریم.


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1392 ساعت 17:14 توسط مدیر وبلاگ | |
 
 ما هم تونستيم چند تا فيلم جشنواره فجر را در سينماي فلسطين  ببينيم مثل معراجي ها ، حق سكوت و فرشته ها با هم مي آيند....ديشب حسابي دلت فيلم مي خواست و بابا بليطي نداشت ..بعد از شام كلي گريه كردي كه نمي خواين منو ببرين فيلم ببينم.....از دايي شنيده بودي كه اكران فيلم "چ" است.

اومدي پيشم و گفتي :مامان "چ" مثل چمدان ، "چ"مثل چمن ، گفتم نه مامان "چ" مثل چمران..پرسيدي چمران كيه ومنهم تا اونجايي كه متوجه حرفم بشي گفتم كه شهيد چمران كي بود....وقتي صحبتهام تموم شد گفتي: پس نمي خواين منو ببرين فيلم جنگي ببينم؟من و بابا با تعجب نگاهت كرديم..به بابايي گفتم يك زنگي بزند و پيگيري كند تا  بتونيم بريم سينما..بابا شروع به گرفتن شماره اي كرد...ولي چون از بس جمعيت براي اكران فيلم مي اومدن حتي يه صندلي  خالي هم نبود...اشك مي ريختي..ضجه مي زدي...دلت فيلم مي خواست .....مي خواستم با گفتن داستاني از جبهه و جنگ از رفتن به سينما منصرفت كنم كه گوشي بابا زنگ خورد  صداي دوستش را مي شنيدم كه مي گفت :  خودتان را سريع به سينما برسونيد در آخرين اكران كه ساعت 23 شب هست...خوشحال شدم  برامون 3تا صندلي فراهم شده..خواب از چشمهات پريده بود....لباسهاتو تنت كردم و راهي سينما شديم.

مامان تو كه اوايل  فيلم خوابيدي ..اما اي كاش نمي آمدم و فيلم را نمي ديدم...

انتظاري كه براي تو فرزند گلم به عنوان نسل چهارم انقلاب داشتم اين بود كه واقعيت هاي جنگ را ببيني .

ولي انگار حاتمي كيا كه مثل هميشه ادعاي بهترين را دارد ..كم لطفي خودش را شامل حال بروبچه هاي ارتشي كرده.

"چمران" اون چمراني نبود كه من توي كتابها خونده بودم  ."چمران"حاتمي كيا آدم سست عنصري بود كه نمي توانست "پاوه"را مديريت كند.و"شهيد فلاحي "فرمانده نيروي زميني ارتش آدمي بي خاصيت تر از او نمايش داده شد.

مادرم بازيگر اصلي حاتمي كيا "بچه سپاهي اي" بود كه بيشتر از چمران و شهيد فلاحي مي فهميد حتي جلوتر  از امام خميني (ه) تصميم مي گرفت.

آقاي حاتمي كيا با شما هستم شما كه در دانشگاه بر تريبون سخن مي گوييد :كارهاي فرهنگي   مردان بزرگ را مي طلبد ..آيا مي دانيد كه تهيه فيلم جنگي هم كسي را مي خواهد كه حداقل ساعتي را در جبهه و جنگ گذرانده باشد؟

آقاي حاتمي كيا فكر مي كنيد  آن چهره اي كه شما  از چمران و شهيد فلاحي  نشان داده ايد  نسل جديد را ترغيب كند كه فصلي از جنگ را مرور كند؟

حاتمي كيا بايد جوابي داشته باشي ؟"چ"يعني چي ؟

اگر منظورت چمران بود پس چراقداستي براي اين شهيد بزرگ قائل نشدي..حتما دستي پشت پرده بود..من ديشب در ذهنم مرور كردم  "چ"يعني "چولمن"..."چ"يعني "آدم هاي  بي خاصيت فيلم تو"

آقاي حاتمي كيا ..اي كاش چمران جنگ را نشان مي دادي ...اي كاش غيرت مردان ارتشي را نشان مي دادي..برادر ما در ايران زندگي مي كنيم  همه خوب مي دانند كه بين سپاه و ارتش  اختلاف بر سر روش ها و تكنيك ها بوده و   هست و هنوز هم هستند كساني مثل شما كه ناآگاهانه بر  اين طبل مي كوبند.....در اين عصر گفتن اختلاف يعني چي ؟

راستش را بگو مرعوب كدامين قدرت شدين؟

من آژانس شيشه اي را هم ديده بودم ..آنجا هم بحث اختلاف بين جناح ها  بود؟

من از اختلاف بدم مي آيد....من از گفتن اختلاف بدم مي آيد..ما در ايراني زندگي مي كنيم  كه در تحريم هستيم...واز گفتن اختلاف چه سود؟

شما كه فيلمساز هستيد شما كه ادعاي هنررا  داريد پس چرا برش آخر زندگي شهيد بابايي را به تصوير نكشيديد ؟

برادر مي داني چه كسي شهيد بابايي را شهيد كرد؟

آيا گفتن اين اختلاف نيست؟

آقاي حاتمي كيا ديروز همه با شنيدن اسمت دست زدند و هورا كشيدند..اگر من هم فيلم را نمي ديدم شايد چشم بسته تعريف مي كردم....ولي خوب شد كه با گريه هاي گل پسري روانه سينماي جنگمان شدم و ديدم كه چه بر سر اين سينما آمده......

آقاي حاتمي كيا ......قبول دارم كسي كه طالب قدرت مي شود روزي هم مرعوبش مي شود......

صبح گل پسر مي گفت:" مامان عكس شهيد فلاحي را نشان بده.....مامان راستش را بگو...ارتشي ها بهترند يا بسيجي ها........"

شما جاي من بوديد چه مي گفتيد ؟چه صحنه اي را برايش نشان مي داديد ؟

خوشحالم كه مثل هميشه مردان بزرگ ارتش سرافراز از ديوار تهمت ها بيرون آمدند ؟

اين از تبليغات بوده و هست ، هستند كساني كه عمري  مي خواهند پيروزي انقلاب را به اسم خود ثبت كنند...پيروزي جنگ را به اسم خود مهر و بوم كنند.....برادران كجاي اين  ميدانيم .....اين مردم بودند كه پيروز بوده و هستند...

منبع : وبلاگ یلدای آسمان

آدرس وبلاگ یلدای آسمان: http://mohammad-sepehr.blogfa.com/


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1392 ساعت 14:58 توسط مدیر وبلاگ | |
سلام به همه شما عزیزان.... 

اطلاعیه  زیر به طور مستقیم از صفحه رسمی فیلم چ در فیس بوک کپی شده بخونیدش: جشنواره سي و دوم تمام شد. از امروز قصد داريم تمامي يادداشت‌ها و مطالب مرتبط با "چ" را كه در ايام جشنواره به رشته‌ي تحرير درآمده‌اند و به تفكيك هر رسانه به طور روزانه در اين صفحه -كه صفحه رسمي فيلم "چ" است- مرور كنيم. مخاطب هوشمند و حرفه‌اي سينما خوب مي‌داند كه صرف‌نظر از نقاط ضعف و قوت هر فيلم، دوست داشتن يا دوست نداشتن يك فيلم و ارتباط برقرار كردن يا ارتباط برقرار نكردن با آن بسياري مواقع يك امر كاملاً سليقه‌اي است و چه بسا جذابيت سينما در همين امر نهفته است. ما در اين صفحه قصد نداريم سليقه خود را به مخاطب تحميل كنيم و مطالب را مطابق ميل خود منعكس كنيم و صرفاً به تمجيد و تحسين فيلم "چ" بپردازيم. اين صفحه رسمي فيلم "چ" است و بنابر اين تمامي مطالب، يادداشت‌ها، نقدها و نظرات مرتبط با "چ" تا جايي كه اهانت‌آميز نباشد و از مرزهاي اخلاق و قانون و عرف عبور نكند در اين صفحه انعكاس خواهد يافت. قضاوت نهايي با شما مخاطبان عزيز كه همواره منصف‌ترين‌ها بوده‌ايد توجه: متن زیر توسط مدیران وبلاگ استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا هستش کعه عینا منعکس میشه امید که دوستان استفاده کنن: اما دوستای عزیزی که به فیس بوک دسترسی ندارند میتونن مطالب خودشون رو به همین جا برای من بزارن به عنوان نظر من هم به طور مستقیم مطالبشون رو در فیس بوک فیلم چ به اسم خودشون کپی میکنم.... هر کسی که دوست داشت مطالبش رو اینجا برای من بفرسته من هم کپی میکنم در فیس بوک فیلم چ آدرس فیس بوک: https://www.facebook.com/che.hatamikia

                                              منبع: وبلاگ استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا

بعدا نوشت : پس دوستان از این پس برای پیگیری اخبار دقیق مربوط به ابراهیم حاتمیکیا به وبلاگ استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا با مدیریت اقلیما و ارغوان مراجعه کنند که آدرس آن به شرح ذیل است:

http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/

یا علی


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1392 ساعت 2:14 توسط مدیر وبلاگ | |
چرا «چ»؟
«چ» روایت دوشبانه روز حضور دکتر چمران(فریبرز عرب نیا) درمقام نماینده‌ی دولت به اتفاق تیمسار فلاحی (سعید راد) و ... درپاوه کردستان است. دکتر وقتی می رسد که شهر در آستانه سقوط است. اصغر وصالی(بابک حمیدیان) فرمانده نیروهای پاسدار با تعدادی رزمنده، تنها حافظان مردم دربرابر هجوم سرتا پا مسلح ضدانقلاب به سرکردگی دکتر عنایت(مهدی سلطانی) است و ...

گروه فرهنگ و هنر-سیّدعلیرضا کیانپور، چندی پیش در اوایل آذرماه، هنگامی که دکتر روحانی برای ارائه‌ی عملکرد دولت«تدبیر و امید» پس از یکصد روز کاری به تلوزیون آمد، شبکه‌ی تهران، اقدام به پخش یکی از بهترین آثار سینمای دفاع مقدس کشورمان، یعنی «آژانس شیشه­ ای» فیلم تاثیرگذار ابراهیم حاتمی کیا کرد و این بازپخش بهانه ای شد برای پرداختن به ابعاد ارزشمند فنّی این اثر ماندگار سینمای ایران.

به گزارش بولتن نیوز، بازی روزگار بار دیگر موجب وقوع نوعی هم­زمانی پخش سخنان آقای روحانی و اکران «چ» فیلم جدید حاتمی­ کیا گردید که البته بی شک بازیگران این بازی نه رئیس جمهور محترم بودند و نه ابراهیم حاتمی کیای سینماگر. درحقیقت این بازی بیشتر با بنده‌ی نگارنده صورت گرفته که در چنین روزی بلیت تماشای«چ» را در اختیار داشتم و پس از مدت ها انتظار برای دیدن فیلمی جدید از حاتمی کیا، شب گذشته و باوجود مصائب شیرین جشنواره‌ی سی و دوم فجر و زمستان زیبای این روزهای تهران، راهی "اریکه‌ی ایرانیان" شدم.



«چ» همان طور که انتظار می رفت، فیلمی پرحاشیه بود و این حواشی جنجالی، همزمان با کلیدخوردن فیلم، کلیدخورد و تا به امروز که حاتمی کیا فیلمش را به جشنواره آورده و درمصاحبه های مطبوعاتی این ور و آن ور به صحبت از «چ»، دکترچمران، "روح خمینی" و ... می پردازد، ادامه یافته است. حاشیه هایی که این بار چندان هم دور از مرکز و محور اهمیت قرارندارند و بعضی از آن ها اتفاقاً مهم تر از متن «چ» قابل بررسی اند. برای نمونه وقتی اخبار عجیب غریب دعواهای حاتمی کیا و عرب نیا را می خوانیم، متوجه می شویم که چگونه حاشیه می تواند متن را تحت تاثیرقرار داده و مسیر به منزل نشستنش را ناهموار سازد.

درخلاصه‌ی داستان فیلم جدید حاتمی کیا، آمده: «چ» روایت دوشبانه روز حضور دکتر چمران(فریبرز عرب نیا) درمقام نماینده‌ی دولت به اتفاق تیمسار فلاحی(سعید راد) و ... درپاوه کردستان است. دکتر وقتی می رسد که شهر در آستانه سقوط است. اصغر وصالی(بابک حمیدیان) فرمانده نیروهای پاسدار با تعدادی رزمنده، تنها حافظان مردم دربرابر هجوم سرتا پا مسلح ضد انقلاب به سرکردگی دکتر عنایت(مهدی سلطانی) است و ... . این یعنی برخلاف انتقادهای وارده به فیلم از این منظر که «چ» نتوانسته حق مطلب درباره‌ی دکترچمران را ادا کند، به نظر می رسد اصلاً قرار نبوده چنین کاری بکند!

ازسویی عده ای نیز چنین انتقاد کرده اند که با این همه ازهمین منظر نیز فیلم دچار نوعی دوگانگی و تناقض در پرداخت داستانی و روایت پردازی است. چراکه درعین حال که زمان فیلم درهمین دو روز خلاصه شده، حاتمی کیا در صحنه هایی کوتاه که در اواسط فیلم و نیز درعنوان بندی پایانی به نمایش می گذارد، تصاویری ویدئویی از خانواده‌ی دکترچمران درکنار ساحلی ناشناس را به نمایش می گذارد تا به ابعادی از متفاوت از زندگی دکترچمران نزدیک شود که این انتقاد نیز از سرکم توجهی و بی دانشی است. درحقیقت آن چه در این تصاویر ویدئویی دیده می شود، به هیچ وجه بخشی از واقعیات زندگی شخصی چمران نیست؛ بلکه تصاویری بیشتر خیالی و کمتر واقعی از خاطرات چمران است که گویی در ذهن او مرور می شوند و آن جا که او کاست را از دوربین بیرون آورده و تمام نوار را تکه تکه می کند، نیز بیشتر به مثابه‌ی تصویری نمادی از درگیری روانی و درونی و شخصیتی چمران با خود و زندگی شخصی اش است، تا بازگوکننده‌ی بخشی از زندگی او به شکل اسنادی. چیزی که به روشنی پیداست این تصاویر اتفاقاً بر روی جنبه‌ی اسنادی فیلم و سینما تکیه نکرده و همین ناشناس بودن، فضا، زمان و مکان تصاویر اثبات این ادعاست.



با این همه «چ» حتماً فیلمی است درباره‌ی شهیدچمران و این انتخاب حاتمی کیا بوده که با نمایش این دو شبانه روز از زندگی پرفراز و نشیب این اسطوره‌ی قهرمان، فیلم شهیدچمرانش را بسازد و با این تفاسیر اگر بخواهیم منصفانه به قضاوت نتیجه‌ی کار حاتمی کیا بنشینیم باید بگوییم که تجربه‌ی «چ» تجربه ای ناموفق بوده است.

حاتمی کیا از معدود سینماگران ایرانی است که به معنای دقیق کلمه فیلم هایش"قهرمان" دارند و با مرور آثار او در دو سه دهه‌ی اخیر به تعداد زیادی از این قهرمانان برمی خوریم که بعضی هاشان نه تنها بار فیلم خودشان را به دوش کشیده اند، بلکه حتی در سینمای کشور ماندگار شده اند و خاطر شده اند. این درشرایطی است که «چ» اولین فیلم حاتمی کیاست که به طور اختصاری به نام شخصی خاص ارجاع می دهد و اتفاقاً نام فیلمی که "حاج کاظم" قهرمانش بود، نه تنها "حاج کاظم"، "ح" یا "ک" نبود، بلکه "آژانس شیشه ای" بود و نمونه های دیگر نیز بی شک نیاز به یادآوری نیستند.

اما این بار ما اسمی خاص در عنوان فیلم حاتمی کیا طرفیم که اگرچه به اختصار درآمده، اما وقتی با یک چنین انتخابی از سوی کارگردانی قهرمان ساز همچون حاتمی کیا روبروییم و از آن مهم تر وقتی این حرف اختصاری به شخصیتی فوق جذاب همچون شهیددکترمصطفی چمران مربوط می شود، انتظارها برای دیدن شخصیتی ماندگار به اوج خود می رسد اما پس از پایان فیلم چه چیزی در جواب این انتظار می بینیم. به راستی، هیچ!

شاید پُربیراه نباشد اگر بگوییم بحث درباره‌ی فیلم جدید حاتمی کیا، یعنی بحث درباره‌ی شخصیت شهیدچمرانی که فریبرز عرب نیا بازی اش کرده و نیز اشتباه نیست اگر بگوییم، با آن که عرب نیا اصلاً بد بازی نکرده، اما شخصیت دکترچمران اصلاً خوب از آب بیرون نیامده و درحقیقت با آن که عرب نیا بازی بدی ارائه نداده، اما به هیج وجه بازی خوب و خاصی نیز نشان نمی دهد و نیز چندان گزاف نیست اگر بگوییم که او در طول فیلم چندان کاری از او سر نمی زند.



چمرانِ حاتمی کیا که بهتر است او را همان«چ» بنامیم تا شهیدچمران، شخصیتی است، مردد، بیش از حدصلح جو و برخلاف انتظار زیادی آرام. «چ» شخصیتی است بیش از حد دورن گرا که گاهی این درون گرایی شبیه به نوعی افسردگی جلوه می کند. «چ» حاتمی کیا که در اکثر صحنه ها در مرکز کادر تصویر شده، نقش فرعی را در تصمیم گیری ها و پیشبرد داستان به عهده دارد و در طول این 2 شبانه روز جز یک بار، کاری که از قهرمانی همچون چمران در آن شرایط انتظار می رود، انجام نمی دهد. «چ» که دربخش های پایانی فیلم، ازسوی اصروصالی، فرمانده‌ی جوان و بیش از حد پرشور و نشاطی که بابک حمیدیان بازی اش کرده، برخلاف انتظار، چمرانِ بازرگان است تا چمرانِ خمینی، در اکثر دقایق فیلم منفعلانه این سو و آن سو می رود و جز در انتهای فیلم که اقدام برای سرک کشیدن به سنگر دشمن، با لباس مبدل و از راهی مخفی به میان دشمن می رود و یک جا با کمک یکی از یارانش با گچ بر روی زمین محل فرود بالگرد را نقاشی می کند(!)، تقریباً کار مهم دیگری انجام نمی دهد. متاسفانه «چ» حتی دوست داشتنی هم نشده و این سکوت طولانی و انفعال بیش از حدش، کمکی به برساختن چهره ای مظلوم درذهن مخاطب نکرده است.

البته فیلم جدید حاتمی کیا از نکات مثبتی نیز برخوردار است که نمی توان نادیده گرفت. اساساً «چ» در اجرا فیلم موفقی است و این توفیق در مسائل تکنیکی نسبت به مسائل مفهومی بیشتر به چشم می آید. درحقیقت همان طور که ضمناً اشاره شد، ایراداتی که درشخصیت محوری فیلم وجود دارد، بیش از آن که به اجرای شخصیت توسط بازیگر مربوط باشد، به تحلیل و رویکرد نویسنده و کارگردان اثر درباره‌ی پرداخت شخصیت بازمی گردد و اتفاقاً این ایرادات به نظر ناخواسته و سهوی نیز نمی رسند و گویا به تصمیم کارگردان و نویسنده‌ی «چ» این گونه شده اند.



اما آن چه به اجرای فیلم بازمی گردد، از تصویربرداری و بازی بازیگران تا تدوین و بیش از همه جلوه های ویژه‌ی فیلم به راستی درسطح قابل قبولی قرار گرفته و با دقت چیده شده است. مطمئناً آن چه توسط جلوه های ویژه به «چ» افزوده شده، اگر نگوییم در سینمای ایران بی سابقه است، بی شک اتفاقی کم سابقه و ارزشمند است و نقطه‌ی اوج آن نیز بازمی گردد به سکانس مربوط به سقوط بالگرد هوانیروز که درلحظاتی تماشاچی را بر صندلی میخکوب می کند.

همچنین فیلم با استفاده و رعایت اصول هالیوودی فیلم اکشن به برخی از اتفاقات کمتر تجربه شده‌ی سینمای دفاع مقدس نزدیک شده و برای نمونه در سکانسی که دعوا و کدروتی شخصی به درگیری یاران چمران و چنددستگی آنان می انجامد، حاتمی کیا توانسته با استفاده از همین تکنیک های سینمایی، تفاوت خودش به عنوان هنرمندی متعهد و مسلمان را با سینماگرهالیوودی در نتیجه گیری مفهومی سکانس که با صدای اذان و توجه دادن به آن، بار دیگر اتحاد را به سنگر یاران بازمی گرداند، مشخص کند و این درشرایطی است که بر روی دیوار پشت سر این یاران نوشته شده: "واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لافرقوا"!



به بیان دیگر روند «گره افکنی-اوج-تعلیق و پایان خوش» به عنوان یکی از فرمول های سینمایی که همیشه جواب داده و معمولاً در سکانس های میانی فیلم برای وصل دو قطعه‌ی فیلم به یکدیگر یا عبور از فصلی از فیلم به فصل بعدی استفاده می شود در سکانس یادشده به شیوه ای کلاسیک بازسازی شده و با آن که در نگاه اول به نظر می رسد، این سکانس کاملاً اضافه بوده و با حذف آن از فیلم اتفاقی رخ نمی دهد، در ادامه متوجه می شویم، قرار است بعد از این سکانس فصلی جدید از فیلم آغاز شده و فصل کهنه، پیش از این سکانس به پایان رسیده است.



یکی از انتقادهایی که معمولاً به سینمای حاتمی کیا ازسوی برخی از منتقدان وارد می آمده، این بوده که فیلم های او گاهی از چارچوب فیلم سینمایی به عنوان اثری هنری خارج شده و تبدیل به بیان نامه ای سیاسی می شوند. این ایراد حتی به درخشان ترین آثار حاتمی کیا، همچون «آژانس شیشه ای» نیز وارد است. با این ها آن چه به این معنی در «چ» اتفاق می افتد، بسیار شور تر از نمونه های قبلی است و قراردادن شعارهای روز در دهان شخصیت هایی که در اواخر دهه‌ی پنجاه و در اوج فضای سیاسی سال های انقلاب نفس می کشند، کار را خراب تر از خراب می کند. به بیان دیگر این درست است که زدن حرف های دوپهلو وسیاسی در آن سال ها و به خصوص در آن فضای ملتهب پاوه و کردستان، از سوی شخصیت های فیلم چندان دور از حقیقت نیست اما وظیفه‌ی نویسنده و کارگردان است که با تلطیف این شعارهای سیاسی از بار منفی آن بکاهند نه آن که برعکس با قرار دادن شعارهای مد امروز به جای شعارهای سیاسی آن زمان، فضا را بیش از پیش نامفهوم سازند.

به طورکلی درخصوص دیالوگ نویسی «چ» باید بگوییم که کمی شعاری و دربعضی مواقع لوس از کار درآمده است. درجای جای فیلم شاهد این هستیم که دو نفر، خیره در چشم های یکدیگر حرف های قلمبه می زنند و بعد با قدرتی قهرمانانه یکدیکر ر ا در بغل هم له می کنند و این اتفاقات در شرایطی رخ می دهد که معمولاً این دیالوگ ها فاقد دیالکتیک حداقلی گفتگوهای روزمره است. 

این ایراد در «چ» تا آنجا پیش می رود که حاتمی کیا دیگر فراموش می کند که در آثار قبلی اش، شعارهای سیاسی را چگونه لابه لای دیالوگ های معمولی و ملموس در دهان شخصیت ها قرار می داده و در این جا حتی به جای شخصیت پردازی نیز شعار سیاسی می دهد. مثلاً در ابتدای فیلم و درمسیر کوهستانی، آنجا که یکی از رزمندگان می خواهد حیوان زخمی را خلاص کند، چمران مانع او شده و می گوید «مگر تو خلقش کردی» و ادامه می دهد«کشتن کار ما نیست». این مورد البته به غیر از ایراد مورد بحث، مثالی خوبی برای ایراد شخصیت پردازی «چ» نیز هست. به بیان دیگر همان طور که گفته شد، چمرانِ حاتمی کیا که از کشتن یک خر زخمی طفره می رود، همان شهیدچمرانی چریکی است که به خاطر فعالیت های چریکی اش و نیز به دلیل قرابت این فعالیت ها با چه گوارا، پزشک آزادی خواه آرژانتینی و دوست صمیمی و یاور فیدل کاسترو، «چ» نامیده می شود. این درشرایطی است که هر بچه مدرسه ای عشق فیلمی هم می داند که باید حیوان زخمی را خلاص کرد.



نکته این جاست که حاتمی کیا با معرفی این چنینی شخصیتش می خواهد بر وجه متفاوت بودن او تاکیدکند. اما همان طور که هیچ کس متوجه نمی شود، معنای این تفاوت چیست و مثلاً چرا کسی نمی خواهد خر زخمی را خلاص کند، گویا خود حاتمی کیا نیز دقیقاً نمی داند چرا «چ»اش خر زخمی را خلاص نکرد و آن چنان که از حواشی مربوط به دعواها و اختلاف نظرهای حاتمی کیا و عرب نیا، عایدمان می شود، به نظر می رسد که حتی عرب نیا، بازیگر نقش «چ» نیز نمی داند چرا در آن صحنه، آن خر زخمی بی نوا را خلاص نکرد: سوالی که بی شک حتی خود خر زخمی نیز پاسخی برایش ندارد!


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1392 ساعت 1:56 توسط مدیر وبلاگ | |

 

سخنان ابراهیم حاتمی کیا بعد از اکران چ در جشنواره فیلم فجر:

 

نمی شود گفت که چمران عضو نهضت آزادی نیست

 

 

 ابراهیم حاتمی کیا : من هم مثل آقای مهرجویی، از منتقدانی که مرا می خواهند به گذشته برگردانند و می خواهند بعضی از فیلم هایم را حذف کنند، گله دارم.

 

 وی ادامه داد:  به اعضای گروه گفتم که سکانس سقوط باید سکانس تاریخ سینمای ایران باشد. سکانس سقوط هلیکوپتر حدود ۲۵ روز انرژی از ما گرفت. ما سعی کردیم این سکانس توسط بچه های ایرانی صورت پذیرد. نمی خواستم از گروه های خارجی اسکار گرفته استفاده کنم.

 

 حاتمیکیا خاطر نشان کرد:  ۲۹ اسفند مونتاژ "چ " تمام شد. من از روز اول می دانستم ۵ ماه و نیم فیلمبرداری طول خواهد کشید و می دانستم زمان زیادی برای جلوه های ویژه خواهد برد.

 

 این کارگردان مطرح کشور ادامه داد: عشق من وسترن است، زحمت کشیدیم که فضای وسترن در این فیلم به چشم بیاید، اما در این پرده ی کوچک ممکن است به چشم نیاید.

 

 کارگردان فیلم چ گفت:  تیم بازیگری زندگی کردند. برای رسیدن به این فیلم وقت و انرژی و عشق گذاشته ایم. من برای بابک خوشحالم. من بابک ها، دستمال سرخ ها را می شناسم. چمران را ندیده ام، اما اصغر وصالی ها را می شناسم .دوست داشتم برخی وقت ها اصغر جوری عمل کند که چ دیده نشود و از اسطوره سازی جلوگیری شود. شخصیت هانا که نقش بسیار سختی است و خانم زارعی آن را بسیار خوب درآورد، نماینده ی مردم کرد است.

 

 کارگردان فیلم گزارش یک جشن عنوان کرد: منابع تاریخی این فیلم گفته های خود آقای چمران است. تحقیقات مفصل میدانی صورت گرفته است. از دوستان و آشنایان آقای چمران. من برای آشناتر شدن، خیلی تحقیق کرده ام.

 

  وی گفت:آقای چمران وقتی وارد پاوه شد، با کت و شلوار وارد شد. منها عکاسی نبود که این تصویر را ثبت کند. در دلم می خواستم که کت و شلوار پوشیده باشد. بخش دوم که چمران مجبور شد اسلحه به دست بگیرد.

 

حاتمی کیا :چ صراحتا فیلم من است. مثل مرحوم حاتمی که کمال الملک خود را ساخت. هر واقعه را هرکس از منظر خود می بیند. مشخصا این فیلم، چمرانی است که من خلق کرده ام.

 

 حاتمی کیا: روزی چمران برای من چمران شد، از لحظه ای برایم زنده شد، که دیدم چمران مرد صلح است، اما نه به هر قیمت.

 

 حاتمی کیا: عکسی که از امام در لحظه ی خروج امام از ایرفرانس نشان می دهند را هر سال تنگ تر و تنگ تر کردند. محدودش کردند. من نمی توانم سوار بر جریانی بشوم که قدرت دارد.

 

حاتمی کیا:  نمی شود گفت که چمران عضو نهضت آزادی نیست. همه می دانند. چمران فراتر از نهضت آزادی بود. تفکری که نماینده اش اصغر وصالی است را من می فهمم، می خواهد شهید شود، اما برای کهنه چریکی مثل جمران وضعیت بیشت از اینهاست. جنگیدن برای صلح احمقانه است، اما در دنیا اتفاق می افتد. من چمران را از این زاویه مردی چند وجهی می بینیم، باب عرفان بیش از اندازه اش صحبت شد. ما چمران را با نیایش هایش در ماه رمضان به یاد می آوریم. عبور از این معبر بسیار سخت است.

 

حاتمی کیا در مورد واژه ی فاخر: دوست ندارم در جریانی قرار بگیرم که میگویند فاخر. خودم نسبت به این فیلم ها منتقدم. اما هفدهمین فیلم من ، جوری شد که به خرج کردن احتیاج داشت. بعضی وقت ها باید خرج بشود، برای این فیلم ۶ میلیارد تومان رایح مملکت خرجشده است.

 

 فیلم فاخر باید ساخته شود، اما باید به اهلش سپرده شود. حمله کردن به فیلم فاخر، نوعی نادانی و کینه وجود دارد. بعضی وقت ها باید فیلم میلیاردی ساخته شود. خرج فیلم های مرا جشنواره برلین و سفارت هلند نمی دهد، نظام جمهوری اسلامی باید خرج فیلم مرا بدهد.

 

 حاتمی کیا در مورد نقش ارتش در این فیلم: من در مورد ارتش خیلی تحقیق کردم و سعی کردم تا جایی که ازم بر می آيد مشکلاتش را بیان کنم. گاهی من تناقضی در رفتار ارتش می بینم. ما دو ارتش قبل از انقلاب و ارتش نهضت انقلابی داریم. خلبان هیی که از جان خود گذشتند و جنگیدند، نیروهای ذوالفقاری، آن کسی که به آقای راد در فیلم سلام نظامی می دهد، من سعی کردم این ها را نشان بدهیم. من سعی کردم چهره ی آقای راد مظلومیت را نشان دهد. فرمانده ای که خودش را در دل خطر می اندازد. هواپیمایی که سقوط کرد مربوط به شهید نوژه است که از همدان آمده بود. من امیدوارم این نگاه محبت آمیز مرا دیده باشد. من نمی توانم فراتر از آنچه امام فرموده، نزدیک بشوم.


شهید چمران، شهید فلاحی و اصغز وصالی از جمله افرادی بودند که در آن هنگام هم برای خود اتیکت داشتند، اما بسیار افردا دیگری هم بودند که بعدا نام بزرگی شده اند.

 

حاتمی کیا در مورد نساختن فیلم درباره جنگ: به هزار و یک دلیل. به دلیل شرایطی که در جامعه بود. من هنرمند آزادم. نه به دولت قبلی وابسته ام، نه به این دولت، نه به بعدی.

 

حاتمی کیا: غصه ام هست که خجالت می کشم در برابر فرزندان شهیدان که من را عمو ابراهیم صدا می زنند و نمی توانم کاری بکنم.

 

 تشکر حاتمی کیا از پژمان لشکری پور: وقتی تهیه کننده در میانه ی کار، با ما به مشکل خورد، حضور لشکری پور که باعث شد کار ادامه پیدا کند و در حضور او احساس آرامش می کنم.

 

درباره ی سکانس قبرستان: سکانس کوبنده و قشنگی است و هربار میبینمش یادم می رود فیلم را خودم ساخته ام. هماوردی چمران و دکتر عنایتی است. و صحبت های خوبی دارد. از لحاظ دراماتیک و تصویر، این سکانس را در قبرستان ساختم و به این سکانس علاقه دارم.

 

خلعتبری: در کار قبلیم با آقای حاتمی کیا، به رنگ ارغوان، بخش ملودی را خیلی پررنگ نکردیم، اینجا هم همین طور. شاید مهم ترین سکانس اکشن این فیلم، موزیک نداشتم که از کلیشه های رایج که آمبیانس ایجاد می کند، دوری کنم. آٍقای حاتمی کیا به من شجاعت داد که در این صحنه از موزیک استفاده نکنیم. ملودی باید زمانی طولاین ازش بگذرد تا مورد توجه قرار بگیرد.

 

 حاتمی کیا در انتهای جلسه گفت: چ حاصل اراده ی جمعی است و امیدوارم در قاب چشمان تماشاگر بدرخشد.

 


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1392 ساعت 1:24 توسط مدیر وبلاگ | |

 

 آخرین گزارش از فیلم ابراهیم حاتمی کیا 

 

قهرمان روی پرده

 

در همه ی این یک سال از حاشیه های فیلم با خبرید ! فیلم به جشنواره سال پیش نرسید و امسال بالاخره آقای کارگردان را پس از سه دوره در جشنواره فیلم فجر می بینیم. . او در جشنواره بیست و نهم با «گزارش یک جشن» حاضر بود که هنوز بعد از دو سال و نیم اکران نشده . ارشادی ها و شمقدری فیلم را از تهیه کننده خریدند اما حلقه های فیلم را در قفسه های آرشیو ارشاد گذاشتند و رفتند.

 

قصه فیلم چی هست؟

 

 آقای کارگردان در هفدهمین پروژه سینمایی اش سراغ دو روز و دو شب از زندگی شهید مصطفی چمران رفته ، از روز بیست و پنجم تا بیست و هفتم مرداد 1358. روزهایی که امام (ره) درفرمانی مهلت 24 ساعته ای به دولت و ارتش داد  تا حصر پاوه را بشکنند و منطقه را از وجود تروریست های کومله پاکسازی کنند. شهید چمران همراه با فرماندهانی مثل همت، بروجردی، کاظمی، خرازی، آبشناسان . صیاد شیرازی از نفرات اصلی عملیات آزادسازی کردستان بود و به قول حاتمی کیا با همین دو روز بر سر زبان مردم افتاد.

 

بازیگران چه کسانی هستند ؟

 

 نقش شهید چمران را فرامرز عرب نیا بازی میکند . بازیگری که در اواسط و انتهای  زمان فیلم برداری دو بار با حاتمی کیا درگیری لفظی پیدا کرد و نتیجه این شد که سکانس نهایی را بدون او فیلم برداری کردند. سعید راد، میریلا زارعی، بابک حمیدیان، مهدی سلطانی سروستانی و امیررضا دلاوری دیگر بازیگران اصلی فیلم حاتمی کیا هستند.

 

فیلم در چه مرحله ای است؟

 

20آذر سال گذشته فیلم برداری و 28 اسفند تدوین فیلم تمام شده، از 6 فروردین صداگذاری و ساخت موسیقی فیلم کلیک خورده که هنوز ادامه دارد. شایع شده بود سامان گوران (بازیگر سابق خنده بازار) صحنه هایی را به جای عرب نیا صداگذاری کرده که از بیخ و بن تکذیب شد 12 تیر ماه امسال نیز هم اجرای جلوه های ویژه ی بصری فیلم تمام شده. گروه فنی این روزها مشغول اصلاح نهایی رنگ ها و نورها هستند. مراحل فنی فیلم «چ» آخرین روزهایش می گذراند و آخر تابستان فیلم برای نمایش آماده می شود و به احتمال زیاد روانه کاخ جشنواره می شود.

 

 

منبع: هفته نامه همشهری جوان، شماره ی 422، صفحه 41


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 ساعت 19:56 توسط مدیر وبلاگ | |

انالله و انا الیه راجعون

 

جناب آقای ابراهیم حاتمی کیا کار گردان مطرح سینمای

 

ایران خبر درگذشت خواهر گرامی تان موجب تأسف و تألم خاطر گردید. ضمن عرض تسلیت، برای آن مرحومه مغفوره رحمت و آمرزش الهی و برای شما و خانواده گرامیتان صبر، بردباری و طول عمر از درگاه خداوند سبحان مسئلت داریم.

 

علیرضا داوودنژاد، رضا کیانیان، رسول صدرعاملی، پوران درخشنده، کمال تبریزی، ابوالحسن داوودی، عزیز الله حمیدنژاد، ابوالفضل جلیلی، فریدون جیرانی، مازیار میری، حمید فرخ نژاد، حبیب رضایی، مهدی کرم پور، غلامرضا موسوی، مجید برزگر، حسن فتحی، سید جمال ساداتیان، جواد نوروزبیگی، حبیب احمد زاده، کامران ملکی، شهرام مکری، رضا درمیشیان، بهاران بنی احمدی، امیر حسین علم‌الهدی، حسین معززی‌نیا،امیر پوریا، محسن آزرم، امیرقادری، خسرونقیبی، امید نجوان، مسعود ده‌نمکی، علی عطشانی‌،هادی مقدم دوست، یزدان عشیری، علیرضا بهرامی، سید عبدالجواد موسوی، محمدرضا رستمی، محمد تاجیک، اکرم محمدی، شیما غفاری، مسعود نجفی، محسن معتمدکیا، نگار مفید، صوفیا نصراللهی، فرانک آرتا، دنیا عیوضی، بیتا موسوی، نیما داورزنی، علی زادمهر، سمانه فراهانی، دنیا خمامی.

 دوستداران استاد ابراهیم حاتمی کیا نیز این مصیبت را به استاد خویش تسلیت می گویند و از خداوند برای آن مرحومه طلب امرزش داریم و برای بازماندگان طلب صبر جزیل.

 

منبع:پارس توریسم


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1392 ساعت 14:47 توسط مدیر وبلاگ | |

ابراهیم حاتمی کیا

 

«دیده بان، مهاجر، ازکرخه تا راین، آژانس شیشه ای ،ارتفاع پست، موج مرده و به رنگ ارغوان، همه فیلم های مهم حاتمی کیا را با قهرمان هایشان به یاد می اوریم. آدم هایی که کارگردان حاضر و ناظر در سال های جنگ، آنها را از نزدیک می شناخته و دوست داشته با تعریف قصه هایشان به دیگران هم معرفی اشان کند. او گرچه در معدودی از آثارش مثل روبان قرمز یا گزارش یک چشن کمی از الگوی کلاسیک قهرمان دار فاصله گرفته اما در آخرین ساخته اش باز سراغ یکی از به یادماندنی ترین  قهرمان های دوران جنگ رفته تا وفاداری اش را به این فرم را بار دیگر به رخ بکشد .«چ» که برشی از داستان زندگی شهید مصطفی چمران است.»

 

«حاج کاظم ، از محبوب ترین قهرمان های سینمای بعد از انقلاب است. ادمی که هدفش، مسیرش، و شخصیت مخالفش کاملا مشخص بود. اما مدت هاست کاراکترهایی که اینقدر تکلیفشان با همه چیز مشخص باشد در سینماهایمان ندیده ایم.»

 

منبع: مجله همشهری جوان ، شماره 413

 


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1392 ساعت 14:22 توسط مدیر وبلاگ | |

 ۱۲تیر ۹۲،اجرای جلوه های ویژه بصری فیلم سینمایی چ به پایان

 رسید


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1392 ساعت 0:36 توسط مدیر وبلاگ | |
 

به گزارش وبلاگ دوستداران ابراهیم حاتمی کیا به نقل از خبرگزاری مهر حسن نجاریان قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی از پایان یافتن تدوین فیلم سینمایی چ و آغاز صداگذاری این پروژه سینمایی توسط علیرضا علویان خبر داد.

'حسن نجاریان گفت:همچنان مراحل فنی جدیدترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا در حال انجام است. تدوین در مراحل پایانی قرار دارد و علیرضا علویان کار صداگذاری را آغاز کرده است.
وی افزود: مراحل پس از تولید این فیلم برای ابراهیم حاتمی‌کیا اهمیت ویژه ای دارد به همین دلیل این روند با حساسیت بیشتری دنبال می‌شود. "چ" از جلوه‌های ویژه زیادی برخوردارست، به همین دلیل هنوز این بخش از کار ادامه دارد.
نجاریان ادامه داد: تا زمانی که نسخه‌ای از فیلم آماده نشود، نمی‌توانیم برای اکران و یا حتی حضور جشنواره‌ای آن تصمیم‌گیری کنیم. باید در زمان پایان فیلم با توجه به شرایط روز برنامه‌ریزی مناسب را انجام دهیم. برای ساخت موسیقی هم هنوز قرارداد بسته نشده است.
فیلم سینمایی "چ" تازه‌ترین فیلم سینمایی ابراهیم حاتمی‌کیا است که با توجه به موضوع محوری آن یعنی رشادت‌های شهید مصطفی چمران در دوران دفاع مقدس به‌نوعی بازگشت این فیلمساز به سینمای جنگ تعبیر شده‌است. فریبرز عرب‌نیا، مریلا زارعی، بابک حمیدیان و... از بازیگران این فیلم هستند.'


| بالاي صفحه | اين مطلب را به «دنباله» بفرستيد | اين مطلب را به «وي‌ويو» بفرستيد | اين مطلب را به «Delicious» بفرستيد | اين مطلب را به «Digg» بفرستيد | اين مطلب را به «بالاترين» بفرستيد |
نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1392 ساعت 0:6 توسط مدیر وبلاگ | |